الفيض الكاشاني
129
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىدهند . و چگونه ممكن است عذاب آتش در نزد من سبكتر از عذاب بيمارى باشد در حالى كه هر روز آخرت به اندازهء پنجاه هزار سال از روزهاى دنياست . با همين تفكّر مىتواند لذّت و شهوتى را كه بر او غلبه كرده فرو نشاند ، و نفس خويش را به ترك آن وا دارد ، و بگويد : اگر من نتوانم اين لذّت را در روزگار عمر خود كه دورانى كوتاه و اندك است ترك كنم چگونه مىتوانم تا پايان روزگار آنها را به دست فراموشى بسپارم ، و اگر تاب آن را ندارم كه تلخى صبر را تحمّل كنم چگونه خواهم توانست بر سوزش آتش تاب آورم ، و اگر نمىتوانم بر ترك خوشيها و زرق و برق دنيا با همهء كدورتها و آلودگيها و منغّص بودن آنها شكيبايى ورزم چگونه خواهم توانست بر محروميّت از نعمتهاى آخرت طاقت آورم ؟ امّا به تأخير انداختن توبه نيز درمانش تفكّر است و بينديشد كه اكثر فريادهاى دوزخيان از تأخير در توبه است ، زيرا آن كه توبه را از امروز به فردا مىافكند امر را بر چيزى قرار مىدهد كه در اختيار او نيست و آن بقاى وجود اوست ، زيرا بسا كه باقى نماند و چنانچه باقى بماند در فردا قادر بر ترك نشود چنان كه امروز قادر نبوده است . اى كاش مىدانستم كه توبه را از امروز به فردا موكول كردن علّتى غير از شهوت دارد ؟ و اين شهوت فردا نيز از او جدا نيست بلكه چند برابر خواهد شد ، چه بر اثر عادت شهوت نيرومند مىشود ، و شهوتى كه انسان آن را به اعتياد قوى كرده غير از شهوتى است كه آن را عادت خود نكرده است . به همين سبب آنها كه توبه را به تأخير مىاندازند خود را دستخوش نابودى مىسازند ، زيرا گمان مىكنند ميان دو چيز همانند تفاوت است و نمىدانند كه روزها از حيث اين كه ترك شهوات در آنها همواره مشقّت بار است شبيه همديگر مىباشند . آن كه توبه را از امروز به فردا مىاندازد مانند كسى است كه ناگزير شده درختى را با ريشه از زمين برآورد ، چون مىبيند درخت نيرومند است و جز با رنج بسيار از زمين بركنده نمىشود مىگويد : يك سال آن را به تأخير مىاندازم پس از آن اين كار را انجام مىدهم در حالى كه مىداند درخت هر چه بيشتر بماند راسختر و ريشهدارتر مىشود ، و خود او هر قدر عمرش طولانىتر شود ضعف و ناتوانىاش افزونتر مىگردد ، پس وى در دنيا از همه احمقتر و نادانتر است ، زيرا او در حال نيرومندى از مقاومت در برابر ضعيفى ناتوان شده و منتظر است هنگامى كه ضعيف قوى و او ضعيف و ناتوان شود بر او غلبه كند .